الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

389

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

لي الهوى ، و يزيّن لي حبّ الدّنيا ، و يحول بيني و بين الطّاعة و الزّلفى . الهي اليك اشكو قلبا قاسيا مع الوسواس متقلّبا ، و بالرّين و الطّبع متلبّسا ، و عينا عن البكاء من خوفك جامدة ، و الى ما يسرّها طامحة . الهي لا حول و لا قوّة الّا بقدرتك ، و لا نجاة لي من مكاره الدّنيا الّا بعصمتك ، فاسالك ببلاغة حكمتك ، و نفاذ مشيّتك ، ان لا تجعلني لغير جودك متعرّضا ، و لا تصيّرني للفتن غرضا ، و كن لي على الأعداء ناصرا ، و على المخازي و العيوب ساترا ، و من البلاء واقيا ، و عن المعاصي عاصما ، برافتك و رحمتك يا ارحم الرّاحمين . » « خدايا از نفس خويش كه مرا به بديها وامىدارد و بسوى هر خطايى مىشتابد و به نافرمانى تو بسيار حريص است و مرا در معرض خشم تو در مىآورد و همواره به راه هلاكت مىكشاند ، به پيشگاه تو شكايت مىكنم ، و مرا در نزد تو خوارترين هلاك شده قرار داده است ؛ نفسى كه تعلّلش در طاعت و بندگى تو و آرزويش در دنيا بسيار است اگر شرّى به او رو آورد بىتابى مىكند و اگر خيرى به او رسد ، از احسان به ديگران مانع مىشود سخت به لهو و لعب متمايل و از غفلت و فراموشى آكنده است مرا بسرعت به سوى مهالك مىكشاند و توبه‌ام را به تأخير مىاندازد . ( 1 ) خداوندا به درگاه تو از دشمنى نفس خود شكايت دارم كه مرا گمراه مىسازد و نيز از شيطانى كه به راه باطل مىكشاند و سينه‌ام را از وسوسه‌ها مملوّ كرده و خيال‌پردازيهايش بر دلم احاطه نموده است ؛ به هواپرستيم كمك كرده و حبّ دنيا را برايم جلوه مىدهد و بين من و اطاعت و تقرب به تو جدايى مىافكند . خدايا از دلى سخت كه با دست وسوسه دگرگون شده و زنگار